ترانه دویدیم و دویدیم/ابوالقاسم کریمی

دویدیم و دویدیم به جایی نرسیدیم

ما نوک پرگار بودیم به دور خود چرخیدیم

_

تلخی طعم زندان خنده رو از ما گرفت

پشت نقاب خنده,با غصه ها جنگیدیم

_

کلید شادی هامون تو قفل غم شکسته

دری برای رفتن از این کویر ندیدیم

_

مثل یه برگ جوون که افتاده رو زمین

زیر پای روزگار تو سختی ها قلتیدیم

_

«دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار»

دیدیم که روی دیوار نوشته ما تبعیدیم

_

شاعر: ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷

گرد آوری حدیث/موضوعی/بخش سوم:خرد

.

.

.

.
لطفا با دقت مطالعه شود

.

.

.

لغت‌نامه دهخدا
معنی کلمه ی خرد: [ خ ِ رَ ] (اِ) عقل . دریافت . ادراک تدبیر. فراست . هوش . دانش . زیرکی 
_
امام صادق:امام صادق علیه السلام : پشتیبان انسان ، خرد است . از خرد ، زیرکى ، فهم ، خودْنگهدارى و دانش حاصل مى آید . [ انسان ،] با خرد به کمال مى رسد و همو راهنما ، بیناکننده و کلید کارهاست .
_
عنه علیه السلام :لِسانُ العاقِلِ وَراءَ قَلبِهِ ، وقَلبُ الأَحمَقِ وَراءَ لِسانِهِ.
امام على علیه السلام : زبان خردمند ، در پسِ خرد اوست و خرد نادان ، در پسِ زبانش 
_
عنه علیه السلام :کُلُّ شَیءٍ یَحتاجُ إلَى العَقلِ ، وَالعَقلُ یَحتاجُ إلَى الأَدَبِ .
امام على علیه السلام : هر چیزى ، به خِرَد نیاز دارد و خرد ، به ادب، نیازمند است
_
عنه علیه السلام :العَقلُ رائِدُ الرّوحِ وَالعِلمُ رائِدُ العَقلِ .
امام على علیه السلام : خرد راهنماى روح است و دانش راهنماى خرد 
_
عنه علیه السلام :العَقلُ شَرعٌ مِن داخِلٍ ، وَالشَّرعُ عَقلٌ مِن خارِجٍ.
امام على علیه السلام : خرد، شریعت درونى ، و شریعت، خرد بیرونى است 
_
عنه علیه السلام :بِعَقلِ الرَّسولِ وأدَبِهِ یُستَدَلُّ عَلى عَقلِ المُرسِلِ.
امام على علیه السلام : از خرد و ادبِ فرستاده، بر خرد فرستنده استدلال مى شود 
_
عنه صلى الله علیه و آله :لِکُلِّ شَیءٍ آلَهٌ و عُدَّهٌ و آلَهُ المُؤمِنِ و عُدَّتُهُ العَقلُ ، و لِکُلِّ شَیءٍ مَطِیَّهٌ و مَطِیَّهُ المَرءِ العَقلُ، و لِکُلِّ شَیءٍ غایَهٌ و غایَهُ العِبادَهِ العَقلُ، و لِکُلِّ قَومٍ راعٍ و راعی العابِدینَ العَقلُ، و لِکُلِّ تاجِرٍ بِضاعَهٌ و بِضاعَهُ المُجتَهِدینَ العَقلُ ، و لِکُلِّ خَرابٍ عِمارَهٌ و عِمارَهُ الآخِرَهِ العَقلُ ، و لِکُلِّ سَفْرٍ فُسطاطٌ یَلجَؤون إلَیهِ و فُسطاطُ المُسلِمینَ العَقلُ .
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر چیزى براى خود ابزار و ساز و برگى دارد و ابزار و ساز و برگِ مؤمن خرد است؛ هر چیزى مَرکَبى دارد و مرکب انسان خرد است؛ هر چیزى هدف و غایتى دارد و هدف و غایت عبادت [رسیدن به] خرد است؛ هر گروهى سرپرستى دارد و سرپرستِ عابدان خرد است؛ هر بازرگانى کالایى دارد و کالاى کوشندگان خرد است؛ هر ویرانى اى را آبادانى اى است و آبادانىِ آخرت خرد است و هر گروه مسافرى براى خود خیمه اى دارند که سر پناهشان است و خیمه مسلمانان خرد است
_
الإمام الحسن علیه السلام :بِالعَقلِ تُدرَکُ الدّارانِ جَمیعًا ، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِ حُرِمَهُما جَمیعًا .
امام حسن علیه السلام : با خردْ دنیا و آخرت به دست آید و آنکه از خرد محروم باشد ، از دنیا و آخرت محروم گردد 
_
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ ، وَالنَّفسَ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ ، فَإِن لَم تُعقَل حارَت ، فَالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ .
پیامبر صلى الله علیه و آله : خرد، بازدارنده از نادانى است و نفس به سان پلیدترین چهارپاست که اگر مهار نگردد، سرگردان شود . پس خرد، مهار نادانى است 
_
الإمام علیّ علیه السلام ـ فِی الحِکَمِ المَنسوبَهِ إلَیهِ ـ : العَقلُ لَم یَجنِ عَلى صاحِبِهِ قَطُّ ، وَالعِلمُ مِن غَیرِ عَقلٍ یَجنی عَلى صاحِبِهِ .
امام على علیه السلام ـ در حکمتهاى منسوب به ایشان ـ : هیچ گاه خرد به صاحبش آسیب نمى زند ؛ لیکْ دانش بدون خرد ، به صاحبش آسیب مى رسان
_
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :اِستَرشِدُوا العَقلَ تَرشُدوا ، ولا تَعصوهُ فَتَندَموا .
پیامبر صلى الله علیه و آله : از خرد راهنمایى بگیرید تا به رشد برسید، و نافرمانى خرد مکنید که پشیمان مى 
_
الإمام علیّ علیه السلام :الأَدَبُ صورَهُ العَقلِ ، فَحَسِّن عَقلَکَ کَیفَ شِئتَ .
امام على علیه السلام : ادب ، سیماى خِرَد است . پس خردِ خویش را آن گونه که مى خواهى ، زیبا گردان 
_
عنه علیه السلام :إزراءُ الرَّجُلِ عَلى نَفسِهِ بُرهانُ رَزانَهِ عَقلِهِ و عُنوانُ وُفورِ فَضلِهِ، إعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ بُرهانُ نَقصِهِ و عُنوانُ ضَعفِ عَقلِهِ .
امام على علیه السلام : انتقاد کردن آدمى از خود، دلیل استوارى خرد و نشانگر فراوانى فضل اوست . خودپسندى آدمى، دلیل بر کمبود او و نشانه سستى خرد اوست
_
الإمامُ زینَ العابدینُ علیه السلام :آدابُ العُلَماءِ زِیادَهٌ فی العَقلِ ……… و کَفُّ الأذى مِن کَمالِ العَقلِ .
امام زین العابدین علیه السلام : همنشینى با دانشمندان موجب فزونى خرد است ……… و آزار نرساندن، از کمال خرد است
_
الإمام الصادق علیه السلام :مَوضِعُ العَقلِ الدِّماغُ ، ألا تَرى أنَّ الرَّجُلَ إذا کانَ قَلیلَ العَقلِ قیلَ لَهُ : ما أخَفَّ دِماغَکَ ؟ !
امام صادق علیه السلام : جایگاه خرد ، مغز است . آیا نمى بینى به انسان کم خرد مى گویند : چقدر سبک مغزى؟
_
عنه علیه السلام :لِلإِنسانِ فَضیلَتانِ : عَقلٌ ومَنطِقٌ ، فَبِالعَقلِ یَستَفیدُ ، وبِالمَنطِقِ یُفیدُ .
امام على علیه السلام : آدمى دو فضیلت دارد : خرد و سخنورى ؛ با خرد مى آموزد و با سخنْ آموزش مى دهد 
_
رسول اللّه صلى الله علیه و آله :لِکُلِّ شَیءٍ دِعامَهٌ ودِعامَهُ المُؤمِنِ عَقلُهُ ، فَبِقَدرِ عَقلِهِ تَکونُ عِبادَتُهُ لِرَبِّهِ .
پیامبر صلى الله علیه و آله : هر چیزى پشتیبانى دارد و پشتیبان مؤمن ، خرد اوست ؛ لذا بندگى مؤمن براى پروردگارش به اندازه خرد اوست 
_
الإمام الحسن علیه السلام :بِالعَقلِ تُدرَکُ الدّارانِ جَمیعًا ، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِ حُرِمَهُما جَمیعًا.
امام حسن علیه السلام : با خرد ، دنیا و آخرت به دست مى آیند و آن که از خردْ محروم باشد ، از دنیا و آخرت محروم مى گردد 
_
عنه علیه السلام :بِالعَقلِ استُخرِجَ غَورُ الحِکمَهِ ، وبِالحِکمَهِ استُخرِجَ غَورُ العَقلِ .
امام على علیه السلام : با خرد ، ژرفاى حکمت و با حکمت ، ژرفاى خرد بیرون آورده مى شود 
_
عنه علیه السلام :أفضَلُ العَقلِ مَعرِفَهُ الإِنسانِ نَفسَهُ ، فَمَن عَرَفَ نَفسَهُ عَقَلَ ، ومَن جَهِلَها ضَلَّ .
امام على علیه السلام : برترین خرد ، شناخت آدمى به خویش است . هرکه خود را شناخت ، خرد ورزید و هرکه نشناخت گمراه شد 
_
الإمام علیّ علیه السلام :أصلُ الإِنسانِ لُبُّهُ ، وعَقلُهُ دینُهُ ، ومُرُوَّتُهُ حَیثُ یَجعَلُ نَفسَهُ.
امام على علیه السلام : بنیاد آدمى ، خرد اوست ؛ آیین او به خرد اوست ؛ و جوان مردى هر کس ، به آن است که خود را در کجا قرار دهد 
_
الإمام الصادق علیه السلام :لا یُفلِحُ مَن لا یَعقِلُ ، ولا یَعقِلُ مَن لا یَعلَمُ.
امام صادق علیه السلام : آن که خرد نورزد، رستگار نمى گردد ، و آن که چیزى نمى داند ، خرد نمى ورزد
_
عنه علیه السلام :عِندَ غُرورِ الأَطماعِ وَالآمالِ تَنخَدِعُ عُقولُ الجُهّالِ ، وتُختَبَرُ ألبابُ الرِّجالِ.
امام على علیه السلام : به هنگام فریبکارى آزها و آرزوها ، خردِ نادان ، فریب مى خورد و خرد مردان ، سنجیده مى شود _
الإمام الصادق علیه السلام :دِعامَهُ الإِنسانِ العَقلُ ، وَالعَقلُ مِنهُ الفِطنَهُ وَالفَهمُ وَالحِفظُ وَالعِلمُ ، وبِالعَقلِ یَکمُلُ ، وهُوَ دَلیلُهُ ومُبصِرُهُ ومِفتاحُ أمرِهِ .
امام صادق علیه السلام : ستونِ [وجودِ] انسان ، خِرد است ، و هوشمندى و فهم و حافظه و دانش ، از خِرد بر مى خیزد و با خِرد به کمال مى رسد و خِرد ، راه نماى او و بینش بخش او و کلیدِ کارهاى اوست 
_
الإمامُ علیٌّ علیه السلام :کُلُّ نَجدَهٍ تَحتاجُ إلى العَـقلِ .
امام على علیه السلام : هر شجاعتى نیازمند خرد است
_
عنه علیه السلام :العَقلُ أصلُ العِلمِ و داعِیَهُ الفَهمِ .
امام على علیه السلام : خرد، ریشه دانش و انگیزه فهم است
_
الإمامُ علیٌّ علیه السلام :العَقلُ خَلیلُ المُؤمِنِ .
امام على علیه السلام : خرد، دوست صمیمى مؤمن است
_
عنه علیه السلام :لا یَغُشُّ العَقلُ مَنِ استَنصَحَهُ .
امام على علیه السلام : خرد، به کسى که از او راهنمایى بخواهد خیانت نمى کند
_
الإمامُ الرِّضا علیه السلام :صَدیقُ کُلِّ امرِئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ .
امام رضا علیه السلام : دوست هر آدمى، خرد اوست و دشمن او بى خردى اش
_
الإمامُ علیٌّ علیه السلام :لا دِینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ .
امام على علیه السلام : کسى که خرد ندارد، دین ندارد
_
عنه علیه السلام :ما آمَنَ المُؤمِنُ حَتّى عَقَلَ .
امام على علیه السلام : مؤمن ایمان نیاورْد مگر آن گاه که خرد ورزید
_

گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
جمعه ۲۱ دی ۱۳۹۷

گرد آوری بهترین اشعار و ابیاتی که خوانده ام/بخش سوم/صائب تبریزی۲

۳۱
رفتن از عالم پر شور به از آمدن است
غنچه دلتنگ به باغ آمد و خندان برخاست
۳۲
هر که افتاد، ز افتادگی ایمن گردد
چه کند سیل به دیوار خرابی که مراست ؟
۳۳
اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست
چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است
۳۴
حفظ صورت می‌توان کردن به ظاهر در نماز
روی دل را جانب محراب کردن مشکل است
۳۵
عشق از ره تکلیف به دل پا نگذارد
سیلاب نپرسد که در خانه کدام است
۳۶
از بس کتاب در گرو باده کرده‌ایم
امروز خشت میکده‌ها از کتاب ماست
۳۷
کفارهٔ شراب خوریهای بی حساب
هشیار در میانهٔ مستان نشستن است
۳۸
در محرم تا چه خونها در دل مردم کند
محنت آبادی که عیدش در بدر گردیدن است
۳۹
از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است
۴۰
هست امید زیستن از بام چرخ افتاده را
وای بر آن کس کز اوج اعتبار افتاده است
۴۱
بخت ما چون بید مجنون سرنگون افتاده است
همچو داغ لاله، نان ما به خون افتاده است
۴۲
داند که روح در تن خاکی چه می‌کشد
هر ناز پروری که به غربت فتاده است
۴۳
چون برگ خزان دیده و چون شمع سحرگاه
از عمر مرا نیم نفس بیش نمانده است
۴۴
نه کوهکنی هست درین عرصه، نه پرویز
آوازه‌ای از عشق و هوس بیش نمانده است
۴۵
امروز کرده‌اند جدا، خانه کفر و دین
زین پیش، اگر نه کعبه صنمخانه بوده است
۴۶
نادان دلش خوش است به تدبیر ناخدا
غافل که ناخدا هم ازین تخته پاره‌هاست
۴۷
تا داده‌ام عنان توکل ز دست خویش
کارم همیشه در گره از استخاره هاست
۴۸
بغیر دل که عزیز و نگاه داشتنی است
جهان و هرچه درو هست، واگذاشتنی است
۴۹
ما ازین هستی ده روزه به جان آمده‌ایم
وای بر خضر که زندانی عمر ابدست
۵۰
دل بی وسوسه از گوشه نشینان مطلب
که هوس در دل مرغان قفس بسیارست
۵۱
غمنامهٔ حیات مرا نیست پشت و روی
بیداریم به خواب پریشان برابرست
۵۲
سیل از بساط خانه بدوشان چه می‌برد؟
ملک خراب را غمی از ترکتاز نیست
۵۳
نه همین موج ز آمد شد خود بی خبرست
هیچ کس را خبر از آمدن و رفتن نیست
۵۴
دل نازک به نگاه کجی آزرده شود
خار در دیده چو افتاد، کم از سوزن نیست
۵۵
گر محتسب شکست خم میفروش را
دست دعای باده پرستان شکسته نیست
۵۶
چون طفل نوسوار به میدان اختیار
دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست
۵۷
چون وانمی‌کنی گرهی، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
۵۸
ز خنده رویی گردون، فریب رحم مخور
که رخنه‌های قفس، رخنه رهایی نیست
۵۹
مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد
یاد زمانه‌ای که غم دل حساب داشت
۶۰
ز روزگار جوانی خبر چه می‌پرسی ؟
چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت
۶۱
جان به این غمکده آمد که سبک برگردد
از گرانخوابی منزل سفر از یادش رفت
۶۲
هر که آمد در غم آبادجهان، چون گردباد
روزگاری خاک خورد، آخر به هم پیچید و رفت
۶۳
وقت آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود
سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت
.
.
.
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

گرد آوری بهترین اشعار و ابیاتی که خوانده ام/بخش سوم/صائب تبریزی1

1
می‌شوند از سردمهری، دوستان از هم جدا
برگ‌ها را می‌کند فصل خزان از هم جدا
2
از متاع عاریت بر خود دکانی چیده‌ام
وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا
3
چون گنهکاری که هر ساعت ازو عضوی برند
چرخ سنگین‌دل ز من هر دم کند یاری جدا
4
پیش از این بر رفتگان افسوس میخوردند خلق
میخورند افسوس در ایام ما بر زندگان
5
دنیا به اهل خویش ترحم نمی‌کند
آتش امان نمی‌دهد آتش‌پرست را
6
ضیافتی که در آنجا توانگران باشند
شکنجه‌ای است فقیران بی‌بضاعت را
7
درین زمان که عقیم است جمله صحبتها
کناره‌گیر و غنیمت شمار عزلت را
8
چرخ را آرامگاه عافیت پنداشتم
آشیان کردم تصور، خانهٔ صیاد را
9
از همان راهی که آمد گل، مسافر می‌شود
باغبان بیهوده می‌بندد در گلزار را
10
چون زندگی بکام بود مرگ مشکل است
11
پای به خواب رفته ی کوه تحملم
نتوان به تیغ کرد ز دامن جدا مرا
12
فنای من به نسیم بهانه‌ای بندست
به خاک با سر ناخن نوشته‌اند مرا
13
مانند لاله، سوخته نانی است روزیم
آن هم فلک به خون جگر می‌دهد مرا
14
پرتو منت کند دلهای روشن را سیاه
می‌کشد دست حمایت شمع مغرور مرا
15
می‌کشم تهمت سجادهٔ تزویر از خلق
گرچه فرسوده شد از بار سبو دوش مرا
16
ز زندگی چه بر کرکس رسد جز مردار؟
چه لذت است ز عمر دراز، نادان را؟
17
به ما حرارت دوزخ چه می‌تواند کرد؟
اگر ز ما نستانند چشم گریان را
18
دلم هر لحظه از داغی به داغ دیگر آویزد
چو بیماری که گرداند ز تاب درد بالین را
19
ساده لوحان جنون از بیم محشر فارغند
بیم رسوایی نباشد نامهٔ ننوشته را
20
غم مردن نبود جان غم اندوخته را
نیست از برق خطر مزرعهٔ سوخته را
21
می‌کند باد مخالف، شور دریا را زیاد
کی نصیحت می‌دهد تسکین، دل آزرده را
22
شاید به جوی رفته کند آب بازگشت
چون شد تهی ز باده، مبین خوار شیشه را
23
میل دل با طاق ابروی بتان امروز نیست
کج بنا کردند از اول، قبلهٔ این خانه را
24
اینجاکه منم، قیمت دل هر دو جهان است
آنجاکه تویی، در چه حساب است دل ما
25
گفتیم وقت پیری، در گوشه‌ای نشینیم
شد تازیانهٔ حرص، قد خمیدهٔ ما
26
ما از تو جداییم به صورت، نه به معنی
چون فاصلهٔ بیت بود فاصلهٔ ما
27
من آن شکسته بنایم درین خراب آباد
که در خرابی من ناز می‌کند سیلاب
28
معیار دوستان دغل، روز حاجت است
قرضی به رسم تجربه از دوستان طلب
29
از مردم دنیا طمع هوش مدارید
بیداری این طایفه خمیازهٔ خواب است
30
از بهار نوجوانی آنچه برجا مانده است
در بساط من، همین خواب گران غفلت است
.
.
.
گردآوری:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)

شعر بلای غم/ابوالقاسم کریمی

بلای غم به جان کشور افتاد

بنای شادی از ریشه بر افتاد

هوای سرد و خشک فصل پاییز

به دوش مردم روشنگر افتاد

……………………………….

ابوالقاسم کریمی فرزندزمین

 

شبکه های اجتماعی من

شبکه های مجازی من/ابوالقاسم کریمی

1_گوگل پلاس
https://plus.google.com/u/0/+ابوالقاسمکریمیفرزندزمین

———————————————
2_توییتر
https://www.twitter.com/karimi_1365

——————————————-
3_اینستاگرام
https://www.instagram.com/abolghasem_karimi

——————————————-
4_فیسبوک
https://www.facebook.com/abolghasem1365

——————————————-
5_یوتویوب
https://www.youtube.com/channel/UCNeXrpQv396Em88XWHfnmdg?view_as=subscriber

——————————————-
6_آی دی تلگرام
https://t.me/farzandezamin_Gaia

——————————————-
7_کانال تلگرام ابوالقاسم کریمی
https://t.me/farzandzamin

——————————————-
8_کانال تلگرام قوانین محیط زیست ایران
https://t.me/ghmzi

——————————————
9_آپارات
https://www.aparat.com/modafean.tabiat.iran

——————————————
10_وبلاگ(بلگفا)
https://www.farzandezamiin.blogfa.com

——————————————
11_فیسنما

——————————————
12_سایت شعر نو
http://shereno.com/61010/

——————————————
13_شعر ناب
http://sherenab.com/poet/6466/ابوالقاسم-کریمی-فرزندزمین/page/1